هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

510

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

يكى از يارانش به او گفت : از پيامبر خدا چه به ياد دارى ؟ فرمود : شنيدم كه به مردى مىفرمود : از آنچه كه به ترديدت مىكشاند دورى گزين و به آنچه كه اطمينانت مىبخشد روىآور شر ترديد آفرين و خير اطمينان‌بخش است . و اگر كسى از تو چيزى خواست يا خواسته‌اش را بر آورده ساز و يا سخنى اميدبخش با او بگو . و فرمود كه از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود سرور عرب را نزد من آوريد عايشه به ايشان گفت : اى رسول خدا مگر تو سرور عرب نيستى ؟ فرمود : من سيد و سرور تمامى بشريتم و على ( ع ) سرور عرب . بنابراين امام ( ع ) را به نزدش فراخواندند وقتى حضور يافت همهء انصار را به حضور دعوت كرد وقتى حضور يافتند رو به آنها كرده فرمود : اى گروه انصار آيا نمىخواهيد كه شما را به چيزى رهنمون شوم كه تا آنگاه كه بدان چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد گفتند ، آرى يا رسول اللّه . فرمود : اين على را مىگويم او را به دوستى من دوست بداريد و به بزرگواريم بزرگ داريد چه آنچه را كه به شما گفتم جبرئيل از سوى خداوند عز و جل خبرم كرده بود . امام حسن ( ع ) از هند بن ابى هاله ناپسرى پيامبر خدا ويژگىهاى جسمى ، اخلاقى ، برخوردها و همه حالتهاى او را روايت كرده است هند بن ابى هاله توصيف‌گر توانا و خوش بيانى است كه بيشتر مورخين صفات پيامبر خدا ( ص ) را از وى نقل مىكنند . و از امام حسن مجتبى ( ع ) آمده كه فرموده است : از او ( هند بن ابى هالة ) دربارهء نشست و برخاست پيامبر خدا پرسيدم گفت : او همواره با ذكر خدا مىنشست و برمى - خاست و اگر بر گروهى وارد مىشد جايى در پائين‌ترين نقطه مجلس مىنشست بطورى كه آخرين نفر رديف حاضران بشمار مىآمد و به چنين كارى فرمان مىداد و به هر يك از حاضران سهمش را مىداد و بدين ترتيب هر يك از حاضران احساس نمىكردند كه كسى در مقام و رتبه بالاترى از او دانسته شده و هرگاه كسى همنشينش مىشد تا دست نياز به سويش دراز مىكرد آنچنان آشفته مىشد كه تو گويى خود صاحب نياز است و حتما يا نيازش را برآورده مىساخت يا سخن اميددهنده‌اى به او مىزد . او همواره با شكيبايى ، بردبارى ، شرم و امانت‌دارى به نشست و برخاست مىپرداخت و هيچ صدايى در حضورش بالا نمىگرفت همنشينانش در انجام كار خير و باتقوا و پرهيزگارى ، همچشمى داشتند و خود آنچنان متواضع و افتاده‌اند كه به بزرگترها احترام مىگذاردند و گرامى مىدارند و بر كوچكترها ، مهر و شفقت مىورزيدند و هر نيازمندى را بر خود ، ترجيح مىدادند و غريب‌نوازى مىكردند .